غزال وحشی
عشقم چه بی ریابود،اما ز من بریدی
یک شب چویک کبوتر،ازبام من پریدی
عمری چه عاشقانه،بر پای تو نشستم
بامن بگوگلایه،یک شب ز من شنیدی؟
گفتم به دل که زنهار،مردان وفاندارند
دیدی تو هم دلم رابا تیغ غم دریدی
با عشق تو دل من،زندانی دلت شد
اما غزال وحشی،از من چرا رمیدی؟
روزی دوچشم مستم،رویای هرشبت بود
حالاولی دوابروازمن به هم کشیدی
بی جرم به تیغ عشقی،قلب مرادریدی
حالاکه زخمی ام من،یک گوشه آرمیدی

+ نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۸۷ ساعت 7:18 توسط elahe
|