من تورا می خوانم
من تورا می خوانم
پس آن پنجره بسته درآن خط عبور
پشت آن مرزغرور
من تورا می خوانم
بین آن دسته گلی که بی بهانه پژمرد
یا در آن چشم که هرشب بی تو
لحظه لحظه افسرد
من تورا می خوانم
درغباری رنگین
درغروبی غمگین
آفتابی شرمگین
درپس باد که خوردست به قلبی سنگین
من تورا می خوانم
پشت آن لحظه که بی تاب شود
غم دلتنگی مارا بخورد
خواب شود
بین امواج نگاهی که پریشان شده است
آنکه چترعشقش
سایبان دل وجانم شده است
من تورا می خوانم
دست پر مهرتورا می طلبم
عشق بی بال وپرت درقلبم
من تورا می خوانم دلتنگم...

























.jpg)

