مثل خاکسترسرد
چه بگویم وقتی
همه دنیابه حال من تنهاوغریب
می خندند
چه بگویم وقتی
همه ی خاطره ها
دست دردست هم انداخته
وعمرم را
مثل خاکسترسرد
درهوامی بازند
چه بگویم وقتی
آن که دنیایم را
بهترازمن فهمید
رفت وتقدیرم را
برتن سردخزان
برشب غربت یلدا
بخشید
چه بگویم دیگر
بااین حال وهوا
بااین فاصله ام ازدنیا
بافردای پرازترس وسیاه
چه بگویم دیگر
سخنی نیست مرا...

+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 8:7 توسط elahe
|