عاشق یک لحظه توفانی ام...
با عبورت تاابدبارانی ام
بنگراینک درمن این ویرانی ام
کاش می دیدی دراین پس کوچه ها
پرسه های بی سروسامانیم
تشنه ی یک لحظه دیدارم بگو
پس توکی بااین عطش می خوانی ام؟
بشکن این قفل سکوت سردرا
درپس هر واژه ات زندانیم
کاش مهمان نگاهت می شدم
سرخوش ازاین خلوت پنهانیم
قایقم بشکست باامواج غم
ناخدای اشک سرگردانی ام
آه ای دریامراباخودببر
عاشق یک لحظه توفانی ام

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۷ ساعت 12:15 توسط elahe
|