شعرمن هم باقیست
آنقدردلتنگم كه دلم مي خواهد
كه نباشم،كه بميرم بروم
دردلم دردي هست درگلويم بغضي
كه دلم مي خواهدتابگريم وببارم اشكي
شايداين غم شايداين بغض
كم شودشايد
ياكه شايد
بتوانم تابگويم
بنويسم شعري،بنگارم خطي
مي روم تادم صبح درشبي تيره وتار
نورشمعي كافيست،شعرمن هم باقيست

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 22:15 توسط elahe
|